مدارا
...
بيشترين حجم نمايش آگهيهاي تلويزيون در ايران، به آگهي بانكها و تشويق جامعه به سپردهگذاري اختصاص دارد. از سوي ديگر اگر به كانالهاي تلويزيون كشورهاي توسعه يافته نظري بيافكنيم خلاف آن مشاهده ميشود. در ديگر كشورها، آگهيهاي تلويزيوني مختص تبليغ انواع مواد مصرفي و تشويق جامعه به عدم سپرده گذاري و افزايش مصرف است ولي در ايران خلاف اين موضوع جريان دارد. براي مثال، خيابان «سنگي» بندر بوشهر شيكترين و مدرنترين خيابان اين بندر است. احاطه شدن دو سوي اين خيابان با ساختمانهاي متعدد چند طبقهي انواع و اقسام بانكها،شكل و شمايل توسعه يافتهتري به اين خيابان ـ نسبت به ديگر خيابانها ـ داده است. (افزايش و تعداد بانكها در ديگر شهرها نيز به همين گونه است و اين موضوع خصلتي ملي دارد.) ۱_ جهان امروز را اگر بواسطه عملكرد رسانهها پست مدرن بناميم، يكي از نمادهاي آن، پيشي گرفتن حاشيهها بر متن و همچنين ستيز اين دو است. بوشهر كنوني ( ایران ) و يا در اصل وانمودهي بوشهر( ایران )، در جايگاه رسانهاي خود قادر است كاركردي تأثير گذار از سمت و سوي محلي و حاشيهاي بر متنهاي ملي، منطقهاي و جهاني داشته باشد. اما شرايط خاص سياسي ايران حضور چند جانبه رسانهاي بوشهر را توهم آسا نموده و متأثر از آن مردم را منفعل تر و تقديري كرده است. از سوي ديگر مسئولان اين استان نيز در جهت پيشرفت و توسعه وضعيت رفاهي و عمراني اين استان نتوانستهاند از اين حضور رسانهاي به نفع استان گامي را بردارند و هنوز در به همان پاشنه قبلي ميچرخد. واقعيت اين است كه وانمودهي بوشهر جهان را مضطرب كرده است. از سويي نيز اين «وانمودهي بودرياري» به نفع متن جهاني، يعني نئومحافظه كاران آمريكايي در ادامه و تداوم استراتژي نقشه راه و خاورميانه بزرگ كمك بسياري نموده است به همين علت به نظر ميرسد رسانهاي شدن بوشهر( ایران ) نفعي براي مردمان آن و توسعهي محلی و ملی ندارد. آیا " 58 " و " 48 " برای بوشهریها و برازجانیها تنها دو عدد هستند که به محض شنیدن آنها مانند سایر اعداد تاثیری خنثی دارند؟ پاسخ به این پرسش در بندر بوشهر و شهر برازجان منفی است. واقعیت این است که این دو عدد در این دو شهر دالهایی هستند که متاثر از خصومتهای تقابلی حاوی معنا هاي متضاد و احساسات متقابل هستند.برای بوشهریها " 48 " به مثابه احساس رضایت خاطر و اعتماد به نفس محلی و هویت و همچنین ارضای تعصبات شوونیستی است و " 58 " در نقطه مقابل قرار دارد. و به معنای تحقیر ، پست تری و یاد آور دشمن و بیگانه است. برای برازجانیها نیزدقیقاٌ احساس متقابل و برعکس نسبت به این اعداد حاصل می شود. پس از کد گذاری جدید پلاک اتومبیلها بر اساس شهرستان محل صدور توسط راهنمایی و رانندگی ، خصومتهای محلی سریعا ٌ موتورهای جستجوگر تقابلی و هویت طلب خود را فعال کردند و ضمن مشخص نمودن كد و شماره شهرستان خویش به سراغ کد و شهرستان مورد نفرت تاریخی خود نیز رفتند و بر این اساس افراد به احیا و بازتولید احساسات مثبت و منفی خود نسبت به شهرستان خویش و شهرستان متقابل پرداختند . " 48 " بعنوان کد بوشهر و " 58 " بعنوان کد برازجان در این دو شهر سریعا دالهایی شدند که از حالت عدد خارج و به مثابه هویت خودی و غیر خودی به محرکهای مردمان محلی خویش مبدل گشتند. مقوله مطرح در این یادداشت مختص این دو شهر نیست و کلیه شهرها در ایران دارای این احساس دوگانه " عشق / نفرت " هستند. به همین منظور در مقاله پیش رو تلاش می شود به آسیب شناسی این معضل اجتماعی و قومیتی پرداخته شود واز منظری متفاوت به آن پرداخته شود. و ما همچنان/ دوره مي كنيم شب را و روز را / هنوز را... ( احمد شاملو ) محرک و جزیی از بازی های ایرانیان تاس است. تاس، نماد اتفاق و تقدیر است. تقدیری که ایرانیان از باستان تاکنون در گفتمان آن سیر می کنند. ایرانیان باستان بواسطه زروان پرستی (خدای تقدیر) منشی تقدیرگرایانه را کسب کرده اند. پرستش زروان، ایرانیان را منفعل و «هرچه بادا باد» رشد داد تا ایرانیان بری از مسؤولیت، دیگری را فاعل و یا مقصر اتفاقات پنداشته و منفعلانه تن به سرنوشت بسپارند. استبدادپذیری و دیرعمری استبداد در همین چارچوب معنا می یابد. ایرانیان در دوره ی معاصر زروان پرستی خود را به «همه چیز زیر سر انگلیس است» تأویل نمودند و پس از آن در انقلاب 57 و ادامه ی آن «مرگ بر آمریکا» گفتمان زروان پرستی جدید شد. 
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب


