مدارا
...
تحقيقات مشترك دانشگاه «نورث امبريا» و «واحد تحقيقات ادراكي» در انگلستان نشان ميدهد كه جويدن آدامس بر وظايف اداركي مانند حافظه و تفكر، تأثير مثبت دارد. «اندروشولي» از واحد علوم اعصاب ادارك انساني دانشگاه «نورث امبريا» ميگويد: «نتايج به دست آمده كاملاً روشن است و نشان ميدهد كه جويدن آدامس بر حافظه اثر گذار است. جويدن آدامس باعث ميشود كه فرد تعداد كلمات بيشتري به خاطر آورد.»جدا از بحث علمي و تحقيقاتي اين كشف،اين خبر در كدام يك از ما ایرانیان تلنگري زد و چه كسي از ما با خواندن اين خبر به يك خودكاوي دست زد و به تغيير باورهاي جزم انديشانهي سنتي خود پرداخت... خبر فوق بيش از هر چيز بر نسبي بودن امور در جهان و زندگي آدمي حكايت دارد كه هيچ چيز در هستي داراي ثبات نيست، حتي مسائل علمي. لازم است از روش و متد درك اين موضوع و موضوعات مشابه براي توسعه و پيشرفت و زندگي بهتر، عبور از جزئيات و تغيير را بپذيريم تا دادههاي تاريخي خود را نقد كنيم و آنهايي را كه در برابر زمان رنگ باختهاند راپالايش نمائيم تا بتوانيم به انساني از خود فرارونده و مدرن مبدل شويم و به روند مدرن شدن در جامعه كمك كنيم. در غير اينصورت چون تخته سنگي ثابت ميمانيم تا مردگان براي ما تعيين تكليف كنند و ما همچنان اسير مردگان می مانیم!!... براي مثال، هنوز در كلاسهاي دانشگاهي ايران،استاد به دانشجويي كه آدامس بجود تذكر ميدهد و در مقاطع پايينتر تحصيل نيز،برخي از معلمها دانشآموزان را از كلاس درس اخراج ميكنند و در برخي مسائل ديگر فردي يا اجتماعي نيز همين قاعده رعايت ميشود. در اين يادداشت تلاش بر اين است در يك نگاه تاویلی علت جزم انديشي را با تكيه بر مثال فوق و تطبيق آن با برخي مسائل اجتماعي كه گفتمان مسلط تاريخي جامعه ايراني را شكل داده به بررسي بنشینیم: با مشخص شدن نتیجه انتخابات نهم ریاست جمهوری فضای یأس آمیز و نگران کننده ای جامعه و نخبه گان را فرا گرفت. حرکت جامعه در حال گذار به دموکراسی ایران متوقف شد و دیوار اصولگرایی جلوی ترمیم اصلاح طلبی را گرفت. دولت جدید سریعاً کلمات و اصطلاحات جدیدی همچون عدالت محوری و مهرورزی را به جامعه عرضه نمود و هژمونی (سلطه ی اقناعی) پوپولیستی خود را به جامعه مستأصل و خسته ایران قبولاند. 1984 اورول عینی شد و دولت، مردم نگران را به ارتقاء وضعیت اقتصادی وعده داد تا دیپلماسی (سیاست خارجی) برخورد را پیش برده و همه چیز را تحت الشعاع خود قرار دهد. اما نخبه گان و روشنفکران با درک صحیح وضعیت پیش رو می دانستند که بزودی نقاب مهرورزی برداشته می شود و مدیریت برخورد و مهندسی حذف خود را نمایان می سازد. پس از مدتی از آغاز به کار دولت اصولگرا برخورد با انجمن ها و نهادهای غیردولتی و تشکل های دانشجویی از سویی و برخورد با مطبوعات منتقد از دیگر سو چهره ی واقعی مهرورزی را مشخص کردند. توقیف همزمان سه ماهنامه و روزنامه شرق زنگ خطر را بصدا در آورد. بخشنامه های وزارت ارشاد و تفویض اختیارات فراقانونی به مدیران کل خود در استان ها بابت تذکر به نشریات منتقد، بازداشت فعالین حقوق زنان و برخورد با مردم در طرح امنیت اجتماعی چهره مهرورزی و عدالت دولت نهم را مشخص تر نمود. در ادامه با تحدید و تهدید اطلاع رسانی در مرکز، نوبت به پیرامون رسید تا شاهد برخورد با مطبوعات محلی منتقد در پیرامون باشیم. هیچ شخصیتی به اندازه پینوکیو موجب توجه اذهان آدمیان به بینی نگردیده است. پینوکیو به محض دروغ گفتن دماغش دراز می شد و در نتیجه دروغگویی او لو می رفت و ثابت می شد. موج توجه به بینی در ایران اما نه در زمان پخش کارتون پینوکیو که در زمان گفتمان بینی پینوکیو! به اوج رسید: دروغ، ریا و انواع بزه جامعه ایرانی را به پینوکیو تبدیل کرده است. پینوکیوی اجتماعی! در وضعیتی که ناهنجاری های اجتماعی رو به فزونی گرفته و زیبایی های اخلاقی و معنوی کمرنگ شده است. در وضعیتی که آمار مرگ و میر ناشی از تصادفات راهنمایی و رانندگی، انواع قتل( برادر کشی . همسر کشی. شوهر کشی . خواهر کشی. پدر کشی. مادرکشی) بزهکاری و اعتیاد رکورد دار شاخص های منفی در جامعه ایرانی است. ایرانیان توجه ویژه ای به زیبایی بینی خود دارند. توجه به ظواهر و جراحی زیبایی و بخصوص جراحی بینی نشان از واکنش به کمرنگ شدن زیبایی های درونی می کند و از لحاظ آسیب شناسی اجتماعی باید مورد مداقه قرار گیرد. بنا به آمار و اطلاعات استقبال از این نوع زیبایی خود نیز به جرم و نوعی کلاهبرداری و بزه تبدیل شده است تا فرصت طلبان پزشکی نیز با زیر پا گذاشتن اخلاق پزشکی بنوعی دیگر به جنگ ارزش های انسانی در جامعه ایرانی بروند سکوت در برابر مرگ دلفین ها نماد مرگ انسانیت است در ماه گذشته جسد حدود 151 دلفین و نهنگ تلف شده ( 2 مرحله ) ساحل خلیج فارس به ساحل نشست . این موضوع اگر در کشوری غیر از ایران بود با بازتاب انتقادی فراوان روبرو می شد و نهاد های مدنی تلاش می کردند پس از واقعه اول که در آن 79 جسد به ساحل رسید از پیامد بعدی جلوگیری نمایند اما وضعیت خاص اجتماعی در ایران و افزایش امار آسیب های احتماعی و بحران اخلاقی ایرانیان را از آستانه تحریک جدا کرده و نوعی وضعیت خنثی نسبت به دیگری ( انسان ، حیوان و طبیعت ) در جامعه به وجود آمده است . افزایش انواع بزهکاری ، قتل ، مرگ میر ناشی از تصادفات رانندگی و خودکشی ، اعتیاد و ... از سویی و اخبار وضعیت خشونت و جنگ و تروریسم در جهان از دیگر سو عامل بی تفاوتی خطرناک افراد جامعه گشته است. مرگ دلفین ها نیز متاثر از این وضعیت با حساسیت رسانه ای و اجتماعی روبرو نشد و ... در اين نوشتار به ماشين نوشتهها وكاركرد رسانهاي خاص آنها پرداخته میشود. ماشين نوشتهها جداي اينكه خرده فرهنگ رانندگان را مشخص ميسازد، حامل نمود گفتمان تاريخي و پارادايم اجتماعی يك جامعه نيز هستند كه بر شيشه انواع خودرو، پشت اتوبوس و كاميون،روي سپر، بغل گلگير و يا در هر كجاي ديگر اتومبيل سواري، كاميون و اتوبوس نقش بستهاند. هنگامي كه سوار بر اتومبيل هستيم و نگاهمان به مناظر دور و بر تراولينگ * يا تراكنيگ* ميكنند ميتوانيم فيلمهايي واقعي را ببينيم كه نه بر صندلي سينما بلكه بر صندلي اتومبيل نظارهگر آنيم. لازمه چنين تجربه اي،جابجايي نقش ما،از يك مسافر، به يك محقق، تماشاگر سينما، هنرمند،جامعه شناس، مردم شناس و يا موارد ديگر است. بخشي از پديدههاي پيشروي چشمانمان،اتومبيل در حركت يا ساكني هستند كه شعار،نوشته يا پيامی را بر خود حمل مينمايند. آنها نوعي رسانه هستند كه پيام فرهنگي خود را بر اساس وضعيت سياسي/ اجتماعي انتقال ميدهند و يا مانند ستونهاي تخت جمشيد جاملان يك سنت و تمدن هستند. با نگاهي هرمنوتيكي (تأويلي) و تحليلي ميتوان جامعه را بر اساس اكثريت نوع ماشين نوشتهها ی شهر و جاده تقسيمبندي ومورد تحليل و بررسي قرار داد. براي مثال موارد زير ماشين نوشتههاي ايرانی هستند: بيمه ابوالفضل، اينطوري نگام نكن،يا جد حاج سيد محمدامين، بيمه حضرت عباس، صلوات، يا الله، بوشهر، فقط خدا،بسم الله الرحمن الرحيم،يا امام رضا، يا بي بي حكيمه،بر چشم بدلعنت،تهران آبادان ، بگو ماشاءالله، يا علي،دشتستان بزرگ، اصفهان ،همسفر و ... بر همين اساس در ادامه اين نوشتار تلاش ميشود به تأويل ماشين نوشتههاي فوق از چند منظر متفاوت پرداخته شود: 
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب


