تبليغاتX
مدارا

مدارا

...

هفته نامه ی اتحاد جنوب به مناسبت پانصدمین شماره ی خود مبادرت به انتشار ویژه نامه ای با عنوان "آسیب شناسی مطبوعات بوشهر" نمود. به همین مناسبت احمد فکر اندیش گفتگویی را با من انجام داد که مشروح آن در زیر آمده است:

                            مطبوعات بوشهر رکن چهارم دموکراسی نیستند

ـ چرا وضعیت این گونه شده و چه باید کرد؟
بخش عظیمی از این رویکرد بسیار منفی در رسانه ها و مطبوعات محلی متأثر از وضعیت سیاسی اجتماعی خاص ایران است. همان طور که آمار قتل، بزهکاری، اعتیاد، تصادفات راهنمایی و رانندگی و بسیاری دیگر از شاخص های منفی اوج گرفته است شاخص ها و ارزش های انسانی و اخلاق نیز کمرنگ شده است.متأثر از این وضعیت و گفتمان جامعه به گفتمانی بیمار و بی اخلاق تبدیل گردیده است. تحت تأثیر این وضعیت و در نبود نهادهای مدنی، به علت این که روزنامه نگاران نیز از افراد همین جامعه هستند، برخی همرنگ جماعت شده اند وقتی فساد در حوزه ی رسمی زیاد شود برای درمان جامعه به رسانه نیاز است و چون رسانه باید ناظر و منتقد فساد باشد خود نیز، هم سو با این مدیران باشد در نتیجه یک مصیبت بزرگ شکل می گیرد و می بینیم که در پس و پشت شعارهای اصلاح طلبانه و کمالات« تعامل» و «بومی گرایی»، واقعیتی وجود ندارد جز زماگوژی و یا فریب افکار عمومی و بهره وری و تقویت گفتمان فساد. این رویکرد، منتقد واقعی را به انزوا می کشاند و تلاش می کند با ارائه نوشته ها، اخبار و گزارشات غیر واقعی، نطر جامعه را منحرف کند. این مصیبت درد امروز جامعه ما است و لازم است که روزنامه نگاران با درک این مهم سریعاً متأثر از اخلاق و میثاق روزنامه نگاری، نظر گاه انتقادی و عاری از فساد را برجسته کنند چرا که خود نیز در مشکلات جامعه سهیم می شوند. چه بسا همانگونه که افراد جامعه دروغ و ریای مسؤولان را درک می کنند و شعارهای آن ها را تو خالی می بیند وقتی متوجه شد که رسانه نیز به افزار این مسؤولان تبدیل شده بیشتر عصبی می شوند بر این اساس می توان نتیجه گرفت اهالی مطبوعات نیز در بی اخلاقی اجتماعی مقصر هستند و این خیلی مصیبت و درد بزرگی است...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 19:0 توسط حميد موذني| |

مادر،

1ـ مردان، اكثراً ‌بي معرفتند و درك درستي از عشق و محبت ندارند. مردان در تمام طول زندگي به ظاهر در پي يك دوست واقعي‌اند و يا در پي يك معشوق زن‌اند.مردان، اما زني كه دوست واقعي است را نمي‌بينند و در اصل، شايد چشم دل ندارند. مردان، هر چند زني را كه در طول مسير جواني تا پيري خويش ببينند، همه مهر و محب خود را نثار او مي‌كنند، با وضعيتي رقت بار و مازوخيستي خود را حقير مي‌كنند و با دروغ‌هاي فراوان تلاش مي‌كنند خود را آني معرفي كنند كه آن زن دوست دارد. تحقيرها،‌ توهين‌ها ،‌ناسزاها مي‌بينند و دروغ‌ها مي‌دهند تا چند صباحي با آن زن باشند و يا با او ازدواج كنند و تحقيرها را تا پايان عمر تحمل نمايند اما هيچوقت زني را كه بدون چشمداشت به آنان، عشق مي‌ورزد را نمي‌بينند و حتي در برابر ابراز عشق او، صدا بلند مي‌كنند،‌ خشن مي‌شوند و يا حتي او را نهيب مي‌زنند. مردان به زن خود نيز پس از مادر شدن و از دست دادن طراوت قبل روي برمي‌گردانند. مردان مادر را نمي‌بينند! چه مادر خود و چه مادر فرزندان خود! و اگر مادر فرزندان خود را هنوز مي‌بينند مادر خود را نمي‌بينند. زني كه سراسر عشق به فرزندان به ويژه پسران دارد! اما فرزندان فقط احترام زني را دارند كه به آنها عشق جنسي دهد و مادر اين گونه نيست و عشق او پاك است و همين عظمت و زيبايي كردار،  رفتار فرزندان را زشت مي‌كند.

مردان مادر را كه نماد زيبايي و پاكي است نمي‌بينند چرا كه چشم آنها جستجوگر چيز ديگري است!...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:51 توسط حميد موذني| |