مدارا
...
تام و جري، آشپزخانه و زنان پارادايم تاريخي مردسالاري، ضمن تفكيك حوزه عمومي و حوزهي خصوصي به صورت جنسيتي،حوزه عمومي (عرصهي اجتماعي) را به مردان واگذار نمود و حوزهي خصوصي (خانه)را به زنان وانهاد. متأثر از اين رويكرد زنان، تقديرگرا شدند و هميشه در انتظار منجي مردانه خود هستند و همچنين شاكر درگاه اويند و مرد به مثابه ناجي زن پس از فراغت كار به خانه باز ميگردد تا«توتم» زن را چشيده و بر سر سفرهاي كه زن آنها را تدارك ديده ولي در اصل مرد خود را مالك آن ميپندارد به صرف غذا بپردازد...
یازده سپتامبر، آسمان پست مدرن
1. آسمان سنت، یک رنگ است وگفتمان سنت، مبتنی برآسمان«به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است »
می باشد.
درآسمان سنت، روابط قبیله ای و باورها و تفکرات مشابه، حاکم اند و هرکه آسمانش رنگی دیگر داشته باشد مجبور است برای گریز از تنهایی، همرنگ جماعت شود و آسمانش را همسان آسمان های دیگران سازد. در آسمان سنت، نگاه ها به باران رحمت و زیستن در استبداد و زحمت است...
ادامه مطلب
رئالیسم جادویی، تقدیرگرایی مردبرتریِ زنانه
1ـ گابریل گارسیامارکز، نویسنده شهیر آمریکای جنوبی، در رمان ژرف و بینظیر "صد سال تنهایی" جملهای عمیق را از زبان "آمارانتا" در مورد مردان بیان میدارد: «مردها، چقدر عجیباند از یک طرف تمام عمر خود را در جنگ با کشیشها میگذرانند و از طرف دیگر کتاب دعا هدیه میدهند»1 جملهی مارکز را نباید به همین صورت ظاهری مورد تحلیل قرار داد بلکه لازمهی رسیدن به کنه و عمق این جمله، بهرهوری از کلید رمزگشای دانش هرمنوتیک است تا بتوان ناگفتههای آن را دید و یا در اصل سکوت بین سطور آن را مورد مداقّه قرار داد. گرچه این جملهی "آمارانتا" زن رمان ـ به ظاهر، توصیفی از تناقض رفتار و پندار مردانه است و به عجیب بودن رفتار مردان توجه میکند ولی در اصل این جمله حدیث نفس زنان است و بیشتر به پرسشی زنانه میپردازد. پرسشی که در اصل پارادایم تصوری زنان از مردان است که در آن زنان، چرایی خدایگان شدنِ مردان را درک نمیکنند و دروغها، ریاها و فریبهای مردان را باور میکنند و به جای عقلانی نگریستن به گفتارهای مردان و تطبیق این گفتارها با کردار آنان تلاش میکنند با دعا، جادو و جمبل، رفتار متناقض آنان را همسو با گفتارهای رمانتیک و عاشقانه صوری و ظاهری آنان تبدیل نمایند...
ادامه مطلب
ادامه مطلب


