مدارا
...
مرگ کودکی مرگ انسان
فیلم سینمایی "مورد عجیب بنجامین باتن" محصول 2008 آمریکا (نامزد13 رشته در جشنواره فیلم اسکار) با بازی "براد پیت" و ساخته کارگردان بنام "دیوید فینچر"، زندگی مردی بنام "بنجامین باتن" را به تصویر میکشد. "بنجامین باتن" در ابتدای تولد، پیرمردی فرتوت است و چهرهای پیر و شکسته دارد. وی بر خلاف مسیر زندگی دیگران که از کودکی به سوی کهنسالی سیر میکند، از پیری به کودکی می رسد. پدر وی در زمان تولد "بنجامین باتن" که به مرگ مادرش ختم شده بود، به محض دیدن چهره پیر و زشت فرزند خود، او را در قنداقی پیچانده و به در خانه کسی رها میکند. "بنجامین باتن"، به واسطهی سیر بر عکس زندگی خود، در جوانی به معشوقه خود می رسد که در زمان پیری او، دخترکی 8 ساله بود. این فیلم اقتباسی از رمانی به همین نام از "فیتز جرالد" میباشد.
در سال 1376 جامعه ایران آبستن گفتمان جدیدی بود. این گفتمان، کاندیدای اقلیت در قدرت رسمی را که تنها برای اعلام حضور، شرکت کرده بود به رئیس جمهوری ایران رساند. خاتمی در این فضا رئیس جمهور اصلاحات شد...
ادامه مطلب
آسیبشناسی اجتماعی افزایش کودکآزاری، تجاوز و قتل کودکان در ایران و جهان
«قاتل قدیس / مقتول قدیس / خون در میانه اما؟ .... بر تیغهی قمه؟ / داور چگونه برابر چه بنشیند / به عدل.»
(منوچهر آتشی)
1ـ همهی ما از جنایت پاکدشت، خاطرهی وحشتناک وزشتی را در ذهن خود داریم. در جنایت پا کدشت، مردی بیمار، کودکان پاک و مظلوم را پس از اذیت و آزار و تجاوز به قتل میرساند و آنها را در همان محوطه پاکدشت به زیر خاکها مدفون میکرد. برای درک و دریافت چرایی این جنایت، جدا از تحلیل آسیبهای اجتماعی و یا بررسی روانشناسی و روانکاویِ قاتل و دریافتن چرایی انگیزه ی وی در دست یازیدن به این جنایت، میبایست به گونهی دیگری نیز این قتلها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد:
ادامه مطلب
ضربالمثل ایرانی «طرف تا شلوارش دو تا شد، زن دیگری میگیرد» متأثر از پارادایم مرد برتری در جامعه سنتی ایران است که براساس آن مردان همیشه فراتر بودهاند و فروتری از آن زنان بوده است. قوانین نوشته و نانوشته متأثر از این پارادیم مردانه، راقم وضعیتی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هستند که در آن مردان انتخاب کننده و زنان انتخاب شونده هستند. به همین دلیل، مردان حق انتخاب بیشتری نیز دارند و مجازند زنهای بیشتری به عقد و نکاح خود درآورند. در جوامع مدرن، قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی میانجامد اما در ایران این وضعیت برعکس است و قدرت سیاسی به قدرت اقتصادی میانجامد. قدرت سیاسی نیز در ایران به واسطهی توسعه نیافتگیِ در وضعیت مرید / مرادی است و مردان میتوانند با بهرهوری از شرایط غیر دموکراتیک به قدرت برسند. تعامل «عرف / قانون»و (جامعه / حاکمیت) مشروعیت بخشی به یکدیگر سبب میشود قدرت و زن هر دو ابژهی مردان شوند. برهمین اساس میبینیم که در ایران همانگونه که مردان توانایی گرفتن چند زن را دارند همچنین میتوانند چندین پست حساس و رده بالای کشوری را به نکاح خود درآورند. همانطور که چند زنه بودن مردان مورد انتقاد قرار نمیگیرد وآنان به محض دو تا شدن شلوار میتوانند زن دیگری بگیرند، قدرت نیز برای مردان همین وضعیت را دارد. از سوی دیگر حاکمیت و مدیریت برای مردان همانند زنانشان می باشد و به همین دلیل نقد حاکمیت مثل فحش ناموسی است و پاسخگویی به آن تنها با دعوا و مرافعه است یا حبس و شکنجه. تصرف حاکمیت نیز همچو تجاوز به ناموس مستحق مرگ است و لاغیر...
ادامه مطلب


