مدارا
...
«تا کی؟/ باران «آه... و آیا» / باران «حیف و صد حیف!/ این ابر، هم...؟»
(منوچهر آتشی)
محمد خاتمی، در دوم خرداد76 با کنش مدنی ملت ایران، نامی شد که از صندوقهای رأی سر در آورد و دوباره در ایران حماسهای تاریخی ، رقم خورد.
خاتمی، کنش مدرن ایرانیان را حماسهای دینی خواند و با تلفیق دموکراسی و دین، نام مردمسالاری دینی را بر آن نهاد. او در گفتار قلیلش، هیجانها را به خردمندی تبدیل مینمود، «زندهباد مخالف من» و «در حضور من، سخن از مرگ نگویید» و... جملاتی بودند که خاتمی با آنها از تبدیل هیجان به عصبانیت میکاست و صبر، تحمل و مدارا را بر جای آنها قرار میداد. مردم و خاتمی و سپس در ادامه، نمایندگان مردم در مجلس ششم، کنش آهسته و گام به گام خود را در حکومتی که جمهوری خوانده میشد به پیش میبردند. سالهای 76 تا 78 گامها، به پیش میرفت، هیجانها به امید تبدیل میشد، فاصله "ملت / دولت"، کم میگشت، امید به زندگی، بالا میرفت و مردم با مسئولیت پذیری اجتماعی از برخی خصوصیات و الگوهای منفعلانه سنتی خود، فاصله میگرفتند. ایرانیان، با خودکاوی و رویکرد بر اساس عقل خود انتقادی در کنشهای تاریخی خود نگریستند و متوجه شدند که همه چیز، زیر سر انگلیسها نیست و انفعال آنها نیز در سرنوشت خود دخیل بوده است. در چنین شرایطی، ایرانیها سنت خود را هرس میکردند و نهال سوژهی مدرن را بغل آن مینشاندند. ...
ادامه مطلب


