مدارا
...
نظامهای توتالیتر از بدترین نوع حکومتهای سیاسی در طول تاریخ بوده و هستند. از ویژگی های توتالیتاریسم حضور یک پیشوا در رأس (هیتلر، موسولینی و …) و همچنین کنترل کلیه رسانهها و عرصههای فرهنگی و هنری و اجتماعی است. در نظام توتالیتر، حاکمیت از شهروندان، راز زدایی کرده و در کوچکترین مسائل خصوصی آنها دخالت میکند. توتالیتاریسم حتا از اتاق خواب شهروندان نیز خبر دارد اما خود از شفافیتسازی عرصه حاکمیت جلوگیری میکند.
در هر جامعهای که تغییر و تحولات سیاسی به گونهای رقم بخورد که حاکمان وعدهی رساندن جامعه را به کمال داشته باشند و حتا قصد نمایند که جدا از جامعه تحت سیطره خود، جهان را نیز به کمال رهنمون سازند، قدرت توتالیتری شکل گرفته که در آن جامعهی خودی از لحاظ حرمت انسانی، پایمال شده و جهان نیز با یک وضعیت خطرناک روبهرو گشته است.
این وعده و وعیدهای خطرناک، گفتمانی است که توتالیتاریسم قصد دارد آن را چون چادری بر سراسر جغرافیای تحت حاکمیت خود بکشد و تلاش میکند برای نیل به این خواسته، همهی ذهنیتها، احساسات و روحهای انسانی را یکسان سازد. توتالیتاریسم اصراری مستمر بر این دارد که سلطهی خود را چنان بگستراند که افراد جامعه از سر اضطراب مجبور باشند به دلیل دوری از رسوایی و سختی فردیت، همرنگ یکدیگر شوند. به تفسیر میلان کوندرا «هر حکومت توتالیتر، در واقع ادارهای عظیم و واحد است؛ و از آنجا که در آن همه مشاغل، ملی شده است، هرکس در هر شغل و حرفه [هنرمند، نویسنده، مهندس، نماینده] یک کارمند است. کارگر، کارگر نیست، قاضی، قاضی نیست؛ مغازهدار، مغازهدار نیست؛ کشیش،کشیش نیست؛ بلکه همه کارگزاران حکومتاند.»
ادامه مطلب

