مدارا
...
هفته گذشته هفته نامه نصیر بوشهر در نگر خواهی خواهی خود از دوستداران محیط زیست از من نیز به عنوان مسئول انجمن زیست محیطی زیست به طرح سوال پرداخت که در زیر می خوانید: همانطور که مردان در طول تاریخ به جنسیت و جنس زن تجاوز کردند، طبیعت نیز در طول این دوران مورد تجاوز گفتمان مردسالاری قرار گرفت. تجاوز به زندانیان یا وجود اتفاقاتی همچو بازداشتگاه کهریزک نشانهی بیتوجهی انسان و حاکمیتها به انسان و طبیعت است. در اصل کهریزک نمود دیگری از تجاوز ما به طبیعت و انسان است. اکنون نیز جنبش "دفاع از حقوق زنان" و "دفاع از محیط زیست" بازتاب دفاع در برابر این تجاوز و ظلم تاریخی است. در واقع ما باید از فرهنگ مردسالارانهی تجاوزگر و تخریبگرایانه طبیعت عبور کنیم و این تنها در یک وضعیت دموکراتیک و یا در یک نظام سیاسی باز شکل میگیرد و برعکس. توتالیتاریسم، نماد غریزه مرگ است و جاده، نماد توتالیتاریسم است. در نظامهای توتالیتر، تصادفات راهنمایی و رانندگی در اوج است و افراد خسته و مستأصل از زیست در این نظام، با اتومبیل خود، دیگری و خویشتن را به کام مرگ میفرستند. خودکشی و دگرکشی در جادههای توتالیتاریسم به تصادف تعبیر میشود.
ادامه مطلب
اتومبیل، در نظام توتالیتر، به جای فردیت دادن به شهروندان، به طور مکرر مورد تعرض و تفتیش قرار میگیرد و تنها زمانی، اتومبیل فردیت میبخشد که پای عزراییل در کسوت پای راننده او را به سوی نیستی سوق میدهد و پس از آن است که در آمبولانس، جسد او فردیت مییابد. اما سرانجام کار توتالیتاریسم، از جادهها به خیابانها ختم میشود. دموکراسی، نماد غریزه زندگی است و خیابان، نماد دموکراسی است. شهروندان خسته از توتالیتاریسم، در نهایت به خیابان آمده و غریزه مرگ سرانجام تسلیم غریزه زندگی میشود. شهروندان در آخر عمر توتالیتاریسم، با گذار از غریزه مرگ، غریزهی زندگی را فریاد میزنند و سرانجام جادههای توتالیتاریسم به خیابانهای دموکراسی ختم میشود.
ادامه مطلب


