مدارا
...
فیلم سینمایی "مورد عجیب بنجامین باتن" محصول 2008 آمریکا (نامزد13 رشته در جشنواره فیلم اسکار) با بازی "براد پیت" و ساخته کارگردان بنام "دیوید فینچر"، زندگی مردی بنام "بنجامین باتن" را به تصویر میکشد. "بنجامین باتن" در ابتدای تولد، پیرمردی فرتوت است و چهرهای پیر و شکسته دارد. وی بر خلاف مسیر زندگی دیگران که از کودکی به سوی کهنسالی سیر میکند، از پیری به کودکی می رسد. پدر وی در زمان تولد "بنجامین باتن" که به مرگ مادرش ختم شده بود، به محض دیدن چهره پیر و زشت فرزند خود، او را در قنداقی پیچانده و به در خانه کسی رها میکند. "بنجامین باتن"، به واسطهی سیر بر عکس زندگی خود، در جوانی به معشوقه خود می رسد که در زمان پیری او، دخترکی 8 ساله بود. این فیلم اقتباسی از رمانی به همین نام از "فیتز جرالد" میباشد.
در سال 1376 جامعه ایران آبستن گفتمان جدیدی بود. این گفتمان، کاندیدای اقلیت در قدرت رسمی را که تنها برای اعلام حضور، شرکت کرده بود به رئیس جمهوری ایران رساند. خاتمی در این فضا رئیس جمهور اصلاحات شد.
محمد خاتمی، شخصیتی فرهیخته داشت و با تاریخ استبداد ایران آشنا بود بر همین اساس شعارهای خاتمی همسو با گفتمان اجتماعی شد. خاتمی، گرچه متوجه درد زایمان نوزاد جدید تاریخ ایران شده بود و صدای گریه های آن را شنیده بود اما از تولد آن اضطراب داشت ولی بر موج گفتمان اصلاحخواهی و آزادی طلبی جامعه ایران سوار شد و به ناچار به این تولد تن سپرد. کودکی را که دولت خاتمی از جامعه ایران، متولد نمود، شمایلی پیر داشت و شیارهای کهنسالی، چهره ی او را زیبا جلوه نمی نمود. کودک اصلاحات ایران، "بنجامین باتن" بود "بنجامین باتن" اصلاحات ایران به کام اقتدارگرایان خوش نمیآمد و به همین دلیل دولت اصلاحات از آن هراس پیدا کرد. خاتمی، پیر چهره گی کودک دوم خرداد را که یکصدو اندی سال داشت درک نکرد و به جای اینکه به رشد این فرزند برسد همان اضطراب خوانین و پادشاهان مستبد ایلی و نفتی پیش از خود را احساس نمود و بناچار از این کودک اعلام برائت کرد. "بنجامین باتنِ" اصلاحات دوم خرداد گرچه چهره ای فرتوت و شکسته داشت اما مسیری خلاف تاریخ استبدادی ایران را می پیمود و به سمت کودکی، جوانی و طراوت دموکراسی مسیر را می پیمود. واقعیت این است که جوامع دارای تمدن و تاریخ طولانی از سنتی قوی و مقدس برخوردارند و به همین دلیل، تاب چهره ی آوانگاورد تغییر جویی و دموکراسی خواهی را ندارند. در چنین جوامعی، بناچار "بنجامین باتن" (دموکراسی) را یا سقط جنین می کنند، و یا او را در قنداق پیچانده از خانه ی خویش دور می اندازند. "مورد عجیب دموکراسی در ایران" همانند "مورد عجیب زندگی بنجامین باتن" است. در واقع، با این که بیش از یکصد سال از مشروطه خواهی ایرانیان می گذرد اما در سال 1376 جنبشی مجدداً از این تاریخ متولد شد که چهره ای کودکانه نداشت و به صورت عجیب، سیمایی صد ساله داشت. سرنوشت مشروطه طلبی و آزادی خواهی در ایران این گونه رقم خورده است که بنجامین باتن ( دوم خرداد 1376) عاری از چهره ای کودکانه باشد و سیمایی مانند نی نی و نوزادهای قشنگ نداشته باشد، به همین دلیل قابله بنجامین باتن (دولت اصلاحات) او را نپذیرفت و به ناچار سیکل مشروطه مطلقه نصیب ایرانیان شد تا پلهی 8 خانگی (هشت ساله) اصلاحات در گام بعد به کام ماری رود تا در مدتی کوتاهتر جامعه ایران به مکانی پیش از اصلاحات سوق پیدا کند و بازی ماروپله سیاسی ایران همانند همیشه اجرا شود. مردم ایران در انتخابات 8 سال بعد اصول گرا معرفی شدند و چهرهی رئیس دولت نهم، به مذاق آنها بهتر از "بنجامین باتن" آمد و زیبا تر جلوه نمود! و ...!


